تبلیغات
نـــــت بـــــاز
نـــــت بـــــاز
دانلود آهنگ , دانلود کلیپ, عکس , ترفند , اخبار , موزیلا فایرفاکس , تست هوش , تست روانشناسی , تکست آهنگ
تبلیغات
جستجو

نظرسنجی

ساعت
سیروان+فول آرشیو
چـــت روم
شمارنده
آمار بازدید
    کل بازدید:
    بازدید امروز :
    بازدید دیروز :
    بازدید این ماه :
    بازدید ماه قبل :
    تعداد نویسندگان :
    تعداد کل مطالب :
    آخرین بازدید :
    آخرین بروز رسانی :
اخــبــار

دلنوشته های عاشقانه و زیبا سری 13





دلنوشته های عاشقانه و زیبا سری 13



تنهایی ام را با تو قسمت می کنم ، سهم کمی نیست

گسترده تر از عالم تنهایی من عالمی نیست


غم آنقدر دارم که می خواهم تمام فصل ها را

بر سفره ی رنگین خود بنشانم ات، بنشین غمی نیست


آیینه ام را بر دهان تک تک یاران گرفتم

تا روشنم شد در میان مردگانم همدمی نیست

همواره چون من نه ! فقط یک لحظه خوب من بیندیش


* لبریزی از گفتن ولی در هیچ سوی ات محرمی نیست


من قصد نفی بازی گل را و باران را ندارم

شاید برای من که همزاد کویرم شبنمی نیست

شاید به زخم من که می پوشم ز چشم شهر آن را


در دست های بی نهایت مهربانش مرهمی نیست





شاید و یا شاید هزاران شاید دیگر اگر چه





اینک به گوش انتظارم جز صدای مبهمی نیست



------------------------------------

مهربـــانم ایــــــ خــوب !
یـــاد قــــلـبـت بـاشـد
یـک نـفـر هـسـت کـه ایـنـجـا
بــیــن آدمـهـایـی که هـمـه سـرد و غـریـبـنـد بـا تـو
تـک و تـنـهـا بـه تـو می انـدیـشـد
و دلــش از دوری تــو دلـگـیـر است


---------------------------------------------------------------

متن کامل در ادامــ ـه مطلب



دلنوشته های عاشقانه و زیبا سری 13


تنهایی ام را با تو قسمت می کنم ، سهم کمی نیست

گسترده تر از عالم تنهایی من عالمی نیست


غم آنقدر دارم که می خواهم تمام فصل ها را

بر سفره ی رنگین خود بنشانم ات، بنشین غمی نیست


آیینه ام را بر دهان تک تک یاران گرفتم

تا روشنم شد در میان مردگانم همدمی نیست

همواره چون من نه ! فقط یک لحظه خوب من بیندیش


* لبریزی از گفتن ولی در هیچ سوی ات محرمی نیست


من قصد نفی بازی گل را و باران را ندارم

شاید برای من که همزاد کویرم شبنمی نیست

شاید به زخم من که می پوشم ز چشم شهر آن را


در دست های بی نهایت مهربانش مرهمی نیست





شاید و یا شاید هزاران شاید دیگر اگر چه





اینک به گوش انتظارم جز صدای مبهمی نیست



------------------------------------

مهربـــانم ایــــــ خــوب !
یـــاد قــــلـبـت بـاشـد
یـک نـفـر هـسـت کـه ایـنـجـا
بــیــن آدمـهـایـی که هـمـه سـرد و غـریـبـنـد بـا تـو
تـک و تـنـهـا بـه تـو می انـدیـشـد
و دلــش از دوری تــو دلـگـیـر است



---------------------------------------------------

مهم نیست کی مقصر است

باور کن مهم این است که یادمان باشد عمرمان کوتاه است

در پایان زندگی خواهیم گفت: کاش فقط چند لحظه بیشتر فرصت داشتیم

تا خوب بهم نگاه کنیم و همه ناگفته های مهر آمیز یک عمر را در چند ثانیه بگوییم

پس نازنین بیا آشتی کنیم با مهر


---------------------------------


نفریـــن به تو ای

غریبه آشنا

!

به تو که روزی آشناترین لحظه هایم بودی

... نفریـــن به تو ای

غریبه آشنا

!

به تو که روزی آشناترین لحظه هایم بودی

...

سکوت خسته

و قلب شکسته مرا ببین

!

تو با من چه کردی !؟


آیا تاوان عاشق شدن

این است ؟



------------------------------------

از حقیقت های تلخ خسته ام …

یک دروغ شیرین بگو

بگو دوستت دارم


---------------------------------------------------

لبخندت را برای داوینچی


و رازهای عاشقانه ات را برای ون گوگ بفرست


برای من


تنها


...به اندازه ی گنجاندن یک نام


-در قلبت-


جا بگذار


---------------------------------


بارانی ام , بارانی ام , بارانی از آتش
یك روح بی پروا و سرگردانی از آتش
.
این كوچه ها , دیوارها , اصلاً تمام شهر
سوزان و من محبوس در زندانی از آتش
.
اهل غزل بودم ، خدا یكجا جوابم كرد
با واژه ای ممنوع ، با انسانی از آتش
.
بی شك سرم از توی لاكم در نمی آمد
بر پا نمی كردی اگر طو فانی از آتش
.
تا آمدی ، آتشفشانی سالها خاموش
بغضش شكست و بعد شد طغیانی از آتش
.
كاری كه از دست شما هم بر نمی آمد
من بودم و در پیش رویم خوانی ازآتش
.
این روزها محكوم ِاعدامم به جرم عشق
در انتظارم بشنوم ، فرمانی از آتش



------------------------------------

اگـر خیلـی مهـربـان شـود ، ورق مـی زنـد

ولـی اغلـب، آدم را مچـالـه مـی کنـد

روزگـار .......!!!



---------------------------------------------------

دلم خوش است به گلهای باغ قالی ها

که چشم باران دارم زخشکسالی ها

به بادحادثه بالم اگر شکسته،چه باک!؟

خوشاپریدن بااین شکسته بالی ها

چه غربتی است،عزیزان من کجارفتند!؟

تمام دور وبرم پرزجای خالی ها

زلال بود و روان رود روبه دریایم

همان که ماندم مرداب شد زلالی ها

خیال غرق شدن درنگاه ژرف توبود

که دل زدیم به دریای بی خیالی ها



---------------------------------

چونی مینالم ازداغ جدایی
دریغاای نسیم آشنایی
چنان گشتم غبارآلود غربت
که نشناسم که خودبودم کجایی

من آن ابرم که می خواهد ببارد
دل تنگم هوای گریه دارد
دل تنگم غریب این درودشت
نمی داند کجا سرمی گذارد...

شکفتی چون گل وپژمردی ازمن
خزانم دیدی وآزردی ازمن
بدآوردی وگرنه باچنین ناز
اگردل داشتم می بردی ازمن!!!

سحرگه درچمن خوش رنگ شدگل
نگاهش کردم ودل تنگ شدگل
به دل گفتم که نازست این میندیش
چودستی پیش بردم سنگ شدگل


------------------------------------

×عشق یعنی وقتی دور هستید دلتنگ شوید اما از درون احساس گرماکنید چون د رقلبتان به هم نزدیکید×

کی نودسن


---------------------------------------------------

خدایا
از عشق امروزمان چیزی برای فردا كنار بگذار
نگاهی
یادی
تصویری
خاطره ای
برای هنگامی كه فراموش خواهیم كرد
روزی چقدر عاشق بودیم


---------------------------------


سخت است هنگام وداع
آنكه در می یابی
چشمانی كه در حال عبور است
پاره ای از وجود تو را
نیز با خود خواهد برد



------------------------------------

دنیا تکان می خورد
اگر می گفتی ...
دوستت دارم
دنیا از هم می پاشید
اگر می گفتی ...
دوستت دارم
تمام وجودم از هم پاشید
تمام وجودم به لرزه افتاد
وقتی گفتم ...
دوستت دارم


---------------------------------------------------

چقدر دلم برایت تنگ شده
آنقدر كه فقط نام زیبای تو در آن جای می گیرد
عزیز من , قلب من
ای كاش میشد اشكهای طوفانی ام قطره قطره جمع كرد
تا تو در دریای غم آلود آن غروب چشمانم نظاره كنی
ای كاش میشد فقط یكبار
فریاد بزنم
دوستت دارم
و تو صدایم را می شنیدی
نمی دانم چطور كجا و چگونه به تو باید برسم ؟
ای كاش بجای عكس زیبایت
وجود نازنینت پیش رویم بود
و حرف های نا گفته ام را می شنیدی
به راستی كه تو اولین عشق راستینم هستی
شاید در گذشته این چنین عاشق نشده بودم
اما
حال می دانم با شنیدن نام زیبایت
چشمانم بی اختیار می بارد
ای امید آخرینم
بدان كه هر روز هر ساعت و هر لحظه
به درگاه آفریدگار تو دعا می كنم
تا فقط بتوانم
چشمانم را زندانی نگاهت كنم


---------------------------------

بغضهایم را


به ابرها می‌دهم


و قلبم را


از نام تو پر می کنم


باران که ببارد


آواز قلبم شنیدنی است...




------------------------------------

این پیاده روی لعنتی هم به من پوزخند می زند !

جای پاهایت ...

عطر نفس هایت را به من نشان می دهد

و دهن کجی می کند ...

با زبان بی زبانی می خواهد خاطرات

به جا مانده به روی خودش را به رخم بکشد ...

که من نمی توانم ...

که تو نیستی ...

که ما پنهان از همیم ... !

عذاب آور است داشتن خاطراتت و نداشتن خودت ...!


---------------------------------------------------

به تو می اندیشم
به تو و تندی طوفان نگاهت بر من
به خود و عشق عمیقت در تن
به تو و خاطره ها
که چرا هیچ زمانی من و تو ما نشدیم
جام قلبم که به دست تو شکست
من چرا باز تو را می بخشم؟؟؟
به تو می اندیشم
به تو که غرق در افکار خودی
من در اندیشه افکار توام
قانعم بر نگه کوته تو
هر زمان در پی دیدار توام…


---------------------------------


حالا كه رفته ای

ساعتها به این می‌اندیشم

كه چرا زنده ام هنوز؟


مگر نگفته بودم كه بی تو می‌میرم؟

خدا یادش رفته است مرا بكشد

یا تو قرار است برگردی??



---------------------------------

 


موضوع : دلـــنوشـتـ ـه و شــعر ,
برچسب ها : دلنوشته های عاشقانه و زیبا سری 13 , دلنوشته های عاشقانه و زیبا , دلنوشته , شعرهای عاشقانه , عاشقانه , عشق زیباست , جام عشق , شعرهای زیبا با مضمون عشق ,




نویسنده :saeed detect در تاریخ جمعه 1 مهر 1390      ( ) نظرات
...

برچسب نوشته ها